|
ای کاش در دل ذره ای شور و نوا بود
*
احوال ما با حالت نی هم صدا بود
*
ای کاش شور جنگ در ما کم نمی شد
*
این نامرادی شیوه مردم نمی شد
*
ای کاش رنگ شهر بازی ام نمی داد
*
در جبهه یا زهرا (س) مرا بر باد می داد
*
امشب دل از یاد شهیدان تنگ دارم
*
حال و هوای لحظه های جنگ دارم
*
فرسنگها دورم ز وادی محبت
*
با یک دل خسته زنیش سنگ تهمت
*
مسموم شد ساقی و پیمانه شکسته
*
از بخت بد، درب شهادت گشته بسته
*
من ماندم و متن وصیت نامه پیر جماران
*
من ماندم و شرمندگی از روی یاران
*
من ماندم و شیطان و نفس و جنگهایش
*
من ماندم و شهر و گناه و رنگهایش
*
از زرق و برق شهر خود نیرنگ خوردم
*
آن معنویت های جنگ از یاد بردم
*
خود را به انواع گنه آلوده کردم
*
در راه ناحق کوششی بیهوده کردم
*
از دفتر دل نام الله پاک کردم
*
دل را به زیر کوه عصیان خاک کردم
*
اکنون پشیمان آمدم با این
*
یا رب نظر کن جرم و عصیانم ببخشا
******
قطعه شعری از شهید شیمیایی؛ سید مجتبی علمدار
|